۲- خداوند از تو نخواهد پرسید زیر بنای خانه ات چند متر بود، بلکه از تو خواهد پرسید به چه نفردر خانه ات خوش آمد گفتی؟
۳- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباسهایی در کمد داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید به چه نفر لباس پوشاندی؟
۴- خداوند از تو نخواهد پرسید بالاترین میزان حقوق تو چقدر بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن بودی؟
۵- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی توچه بود، بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی؟
۶- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی، بلکه از تو خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی؟
۷- خداوند از تو نخواهد پرسید درچه منطقه ای زندگی می کردی ، بلکه از تو خواهد رسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
۸- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو چه رنگی بود، بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
۹- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا اینقدر طول کشید تا به جستجوی رستگاری بپردازی، بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم ، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
۱۰- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مقاله را برای دوستانت نخواندی ، بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی کردی؟
نیلوفرمومن خانی

[ ]
+ نوشته شده در ساعت10 قبل از ظهر توسط سارا
می خواهم دست مهر و محبت بر سرتان بکشم.
می خواهم غرق نعمت هایم شوید.
می خواهم سر به دامان من بگذارید و گریه کنید تا به آرامش برسید.
می خواهم در برابر عظمت و قدرتم به خاک بیفتید تا با دست خودم بالا ببرمتان.
می خواهم صدای خنده هایتان را از ته دل بشنوم.
می خواهم با غرور شما را به فرشتگان نشان دهم و به آفرینشتان افتخار کنم.
می خواهم همگی به صدایم گوش کنید.
می خواهم همگی مرا تماشا کنید.
می خواهم برایم کار کنید تا به شما مزد دهم.
می خواهم برایم گریه کنید تا بخندانمتان.
می خواهم از من بخواهید تا به شما بدهم.
می خواهم فقط به یاد من باشید و فقط مرا صدا بزنید.
من یگانه کسی هستم که شما را آفریده است.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت12 بعد از ظهر توسط سارا
مشق شب ، نوشتن چند صفحه مهربانی است
دیکته پرشور از قدردانی می گویند
شعر مستانه شادمانی را از بر می کنند
موقع انشا از امید می نویسند ، از هوای تازه
و قصه غصه انتظار تکرار نمی شود
درس ریاضی ضرب و جمع عشق است
در این کلاس تفریق و تقسیم یاد نمی دهند ، جذر نمی گیرند!
زنگ نقاشی ، طرح عشق می زنند
رنگ یکرنگی و راستی می پاشند
موقع ورزش ، کسی بهانه مریضی نمی گیرد
همه سرشار از اشتیاق و انرژی در پی هم می دوند
در کلاس علوم ، نمی گویند دو سوم بدن انسان از آب است
می گویند که تمام سلول ها از مهر و محبت جان می گیرند
در تاریخ ، از جنگ ها و سیاست ها نمی گویند
بلکه روایت عشق های تاریخی و ابدی می کنند
زنگ جغرافی ، روی نقشه جای عشق آباد و امیدستان را نشان می دهند
آن جایی که همه سعادت است ، آن جایی که خیلی ازآبادی ما دور نیست!
در کلاس درس ما ، در امتحان مهربانی و عشق ،
در درس امید و آرزو ،
در تست سلامتی و انرژی ،
درمرحله صداقت و یکرنگی ،
مردود و تجدیدی وجود ندارد ، احتیاجی هم به تک ماده نیست.
ناهیدمومن خانی
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9 قبل از ظهر توسط سارا
