در هر هفته دو روز هست که هیچ گاه نباید نگرانشان باشیم. یکی از آنها " دیروز" است با همه اشتباهات و غم هایش ، دلواپسی هایش ، دردها و خطاها و لغزش هایش. " دیروز" برای همیشه گذشته است و خارج از کنترل ماست.
تمام ثروت دنیا قادر به بازگرداندن " دیروز" نیست. ما نمی توانیم حتی یک عمل انجام شده کوچک را از بین ببریم. یک کلمه گفته شده را نیز نمی توانیم پاک کنیم.
دیروز تمام شده است.
روز دیگرکه نباید نگرانش باشیم " فردا" است با تمام مبارزاتش ، مسئولیت ها ، امید ها و اعمال ناشناخته اش ، فردا خارج از کنترل ماست.
خورشید فردا با تمام شکوه و جلالش و یا در پشت ماسکی از ابر طلوع خواهد کرد ، در هر حال طلوع خواهد کرد و تا آن موقع هیچ ضمانتی برای " فردا" نداریم چرا که فردا هنوز زاده نشده.
پس فقط یک روز می ماند ، "امروز" هر کسی فقط در میدان نبرد "یک روز " می تواند بجنگد.
" امروز " زمانی است که مسئولیت های "دیروز "را همراه داریم و " فردایی" که از بین می رویم.
تجارب "امروز" نیست که مردمان را دیوانه می کند ، بلکه افسوس جانگداز از کارهای انجام شده " دیروز" و بیم از اتفاقاتی است که " فردا" ممکن است رخ دهند.
" امروز" را به بهترین نحو ممکن بساز و فقط در " یک روز" زندگی کن.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت12 بعد از ظهر توسط سارا
آن شخص پس از کمی تأمل جواب داد : ای پروردگار قادر ، تقاضا می کنم یک چشم مرا کور کنید.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9 قبل از ظهر توسط سارا
دیروز مراسم عقد من بود.
یعنی یه نوع زندگی جدید رو شروع کردم .
روزهای خوشی رو داریم میگذرونیم که امیدوارم ادامه داشته باشه.
دعا کنین همیشه اینجوری بمونیم.
پنج شنبه ۵/۲/۸۷

[ ]
+ نوشته شده در ساعت1 بعد از ظهر توسط سارا
