چیزهایی راجع به زندگی وجوددارد که می خواهم با تو در میان بگذارم.
به اندازه کافی قوی باش تا هر روز با دنیا روبرو شوی.
به اندازه کافی ضعیف باش تا بدانی که نمی توانی همه کارها را به تنهایی انجام دهی.
دربرابر کسانی که به کمکت احتیاج دارند سخاوتمند باش.
دربرابر نیازهای خود صرفه جو باش.
به قدرکافی عاقل باش تا بدانی که تو همه چیزرا نمی دانی.
به قدرکافی نادان باش تا معجزه راباورکنی.
راضی به مشارکت هایت شادی هایت باش.
راهنما باش ، وقتی راه گم کرده ای را می بینی.
پیرو باش وقتی در میان عدم اطمینان احاطه شده ای.
اولین کسی باش که به رقیب پیروزت ، تبریک می گویی.
آخرین کسی باش که از همکلاسی شکست خورده ات انتقاد می کنی.
کسانی را که تو را دوست دارند، دوست بدار.
کسانی را که تورادوست ندارند ، دوست بدار ممکن است تغییر کنند.
بالاترازهمه ، خودت باش.
خوشبخت باش و زندگی خوبی داشته باش.
و هرگز ، هرگز ، هرگز ریسمان "امید" را رها مکن.
به قدرکافی نادان باش تا معجزه راباورکنی.
راضی به مشارکت های شادی هایت باش.
راهنما باش ، وقتی راه گم کرده ای را می بینی.
پیروباش وقتی درمیان عدم اطمینان احاطه شده ای.
اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی.
آخرین کسی باش که از همکلاسیت که شکست خورده انتقاد می کنی.
کسانی که تورادوست دارند ، دوست بدار.
کسانی که تو را دوست ندارند، دوست بدار ممکن است آنها تغییر کنند.
بالاتر از همه خودت باش .
خوشبخت باش و زندگی خوبی داشته باش.
و هرگز ریسمان "امید" را رها مکن.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10 قبل از ظهر توسط سارا
ارزش يک خواهر را،از کسي بپرس که آن را ندارد.
ارزش ده سال را،از زوج هائي بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
ارزش چهار سال را،از يک فارغ التحصيل دانشگاه بپرس.
ارزش يک سال را،از دانش آموزي بپرس که در امتحان نهائي مردود شده است.
ارزش يک ماه را، از مادري بپرس که کودک نارس به دنيا آورده است.
ارزش يک هفته را،از ويراستار يک مجله هفتگي بپرس.
ارزش يک ساعت را،عاشقاني بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند.
ارزش يک دقيقه را،از کسي بپرس که به قطار، اتوبوس يا هواپيما نرسيده است.
ارزش يک ثانيه را، از کسي بپرس که از حادثه اي جان سالم به در برده است.
ارزش يک ميلي ثانيه را،از کسي بپرس که در مسابقات المپيک، مدال نقره برده است.
زمان براي هيچکس صبر نمي کند.
قدر هر لحظه خود را بدانيد.
قدر آن را بيشتر خواهيد دانست، اگر بتوانيد آن را با ديگران نيز تقسيم کنيد.
براي پي بردن به ارزش يک دوست،آن را از دست بده.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت1 بعد از ظهر توسط سارا
عقاب وقتی میخواهد به ارتفاع بالاتری صعود کند، در لبهی یک صخره، به انتظار یک اتفاق مینشیند! میدانید این اتفاق چیست؟ باد مخالف و شدیدی که از روبهرو بیاید! عقاب به محض اینکه آمدن باد را حسکرد، بالهای خود را میگشاید و اجازه میدهد باد، او را با خود بلند کند. به محض اینکه طوفان قصد سرنگونی عقاب را کرد، این پرندهی بلند پرواز، سر خود را بهسوی آسمان بلند میکند و عمود بر طوفان میایستد و مانند گلولهی توپی، به سمت بالا پرتاب میشود. او آنقدر با کمک باد مخالف، اوج میگیرد تا به ارتفاع موردنظر برسد و آنگاه با چرخش خود بهسوی قلهی موردنظر، در بالاترین نقطهی کوهستان، مأوا میگزیند.
خوب به شیوهی عقاب برای بالارفتن دقت کنید. او منتظر حادثه میماند، حادثهای که برای مرغهای زمینی، یک مصیبت و بلاست. او منتظر طوفان مینشیند تا از انرژی پنهان در باد و طوفان، به نفع خود استفاده کند. وقتی طوفان از راه میرسد، عقاب بهجای زانوی غم بغلگرفتن و در کنج سنگها پناهگرفتن، جشن میگیرد و خود را به بالاترین نقطهی وزش باد میرساند و از آنجا، سنگینترین ضربههای طوفان را به نفع خود بهکار میگیرد؛ عقاب از نیروی مهاجم، به نفع خویش استفاده میکند.
او نه تنها از نیروی مخالف نمیهراسد، بلکه منتظر آن نیز مینشیند چراکه میداند این انرژی پنهان در نیروی مخالف است که میتواند او را به فضای بالاتر پرتاب کند.
این شما هستید که باید منتظر فرصت باشید و با تأمل و آمادگی و صبر و تدبیر بهموقع، از این نیرو برای بالارفتن و اوجگرفتن استفاده کنید. پس هرگز از وجود سختی و زحمت و نیروی مخالف در زندگی و کار و تحصیل و... خود گلهمند نباشید. اینها مخازن انرژی پرواز شما هستند و اگر نباشند، شاید هرگز صعودی در زندگیتان حاصل نگردد. بهجای دست روی دست گذاشتن و از وجود مشکلها و مخالفتها گلهکردن، کمی چشم دل خود را باز کنید و به حکمت پنهان در مصیبتها و سختیهای زندگی بیندیشید.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت8 قبل از ظهر توسط سارا
1. کلامتان را پاک کنید
با صداقت صحبت کنید. فقط همان چیزی که منظورتان هست را بگوئید. از به کار بردن کلمات و عبارات علیه خودتان و نیز شایعهسازی درباره دیگران خودداری کنید. از قدرت کلامتان در مسیر راستی و عشق استفاده کنید.
2. هیچ چیز را شخصی نگیرید
هیچیک از کارهایی که دیگران میکنند به خاطر شما نیست. آنچه دیگران میگویند یا انجام میدهند بازتاب واقعیت و خیال خود آنهاست. هنگامی که از عقاید و اقدامات دیگران در امان باشید، قربانی درد و رنج بیخود و غیرضروری نخواهید شد.
3. براساس فرضیات عمل نکنید
این جرئت را پیدا کنید که سوال بپرسید و آن چیزی که واقعاً میخواهید را بیان کنید. برای جلوگیری از درک نادرست و به دنبال آن، ناراحتی و استرس، با دیگران با وضوح و روشنی هر چه بیشتر ارتباط برقرار کنید. اگر همین یک کار را بکنید میتوانید به طور کامل زندگی خود را تغییر دهید.
4. همیشه بهترین کاری که میتوانید را انجام دهید
بهترین کاری که میتوانید انجام دهید از یک لحظه به لحظه دیگر تغییر میکند. مثلاً وقتی سالم باشید یک چیز است و وقتی بیمار باشید چیز دیگر. تحت هر شرایطی، بهترین کاری که میتوانید را انجام دهید و بدین ترتیب از خودداوری، پشیمانی، افسوس و سرزنش خوددرامان خواهیدبود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت10 قبل از ظهر توسط سارا
امروز تولدمه
امسال روز تولدم با سالهای دیگه فرق داره
اولین تولد با هم بودن.

[ ]
+ نوشته شده در ساعت1 بعد از ظهر توسط سارا
دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگی نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.
به پر و پای فرشته و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."
خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمیيابد هزار سال هم به كارش نمیآيد"، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش ميدرخشيد، اما میترسيد حركت كند، میترسيد راه برود، میترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايدهای دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف كنم."
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد میتواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، میتواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، اما ...
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمیشناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگی كرد.
فردای آن روز فرشتهها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.
امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟

[ ]
+ نوشته شده در ساعت12 بعد از ظهر توسط سارا
اين متن فوق العاده زيبا برام ايميل شده بود. توصيه ميكنم تمام خطوطش رو بخونيد كنيد:
ما خودمان را متقاعد مي کنيم به اين که زندگي بهتر خواهد شد وقتي که ازدواج کنيم و خانواده اي تشکيل دهيم. سپس سر خورده و نا اميد مي شويم چرا که بچههاي ما کوچک هستند و به توجه دائمي نياز دارند، پس به اميد آينده بهتري هستيم تا آنها بزرگ شوند بعد که به سن نوجواني رسيدند و ما درگير مشکلات آنها هستيم، آرزوي گذشتن آنها از سن بحران و فرداي شادتري را داريم... به خودمان وعده ميدهيم زندگي بهتري را... وقتي من و همسرم با هم تلاش کنيم، تا ماشين بهتري تهيه کنيم، تا به مسافرت تفريحي برويم، تا... بالاخره بازنشسته شويم.
حقيقت اين است که هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست. زندگي هميشه پر از درگيري و سعي و تلاش است. چه بهتر قدرت رويارويي با آنها را داشته باشيم و عليرغم تمام مشکلات تصميم بگيريم شاد زندگي کنيم. براي مدت مديدي به نظر هر کسي مي رسد که زندگي واقعي را بايد از جائي شروع کرد، ولي هميشه موانعي سر راه وجود دارد-تجربيات سختي که بايد از سر گذراند -- کارهايي که بايد به سرانجام برسد--زماني که بايد صرف انجام کاري شود-- قبضي که بايد پرداخت شود سپس... تازه زندگي آغاز خواهد شد. اين عقايد کمک کرد تا بفهمم.. هيچ جاده اي تا سعادت و خوشبختي نيست بلکه خوشبختي همان راه و لحظه هاي زندگي است که طي مي کنيم. پس از تمام لحظات زندگيت لذت ببر... کافيست.... در انتظار بودن، براي اتمام تحصيلات يا شروع آن. به دست آوردن پول يا خرج کردن آن، براي کاري را شروع کردن، براي ازدواج، براي يک روز تعطيل، خريد ماشين جديد، دادن قرضها، براي بهار، تابستان، پاييز وزمستان، براي اول ماه،پانزدهم ماه،براي آهنگي که قراره از راديو پخش بشه، براي مردن ،براي دوباره زنده شدن... قبل از اينکه تصميم بگيري شاد باشي. شاد بودن يک سفر طولاني است، نه يک مقصد. هيچ زماني براي شاد بودن بهتر از زمان حال نيست... زندگي کن و از تمام لحظاتش لذت ببر.
آيا به خاطر مي آوري: نام پنج نفر از ثروتمندترين اشخاص جهان، پنج شخصي که در سالهاي اخير ملکه زيبايي جهان شده اند يا ده نفر از کساني که جايزه نوبل را برده اند و يا حتي ده هنرپيشه اي که اخيراً اسکار گرفته اند... نسبتاً مشکل است. نگران نباش هيچکس به خاطر نمي آورد تشويقها پايان مي پذيرد... مدالها را گرد و غبار فرا مي گيرد...... و برنده ها خيلي زود فراموش مي شوند... ولي اکنون ببين آيا به خاطر مي آوري: نام سه معلمي که در پيشرفت تحصيلي تو نقش موثري داشته اند، سه نفر از دوستانت که در زمان احتياج به تو کمک کرده اند، يا انسانهايي که احساس خاص و زيبايي را در قلب تو به وجود آورده اند، يا اسم پنج نفر از کساني که مايل هستي اوقات فراغت خود را با آنها بگذراني. جواب دادن خيلي بي دردسر و راحت است، نيست؟
کساني که به زندگي تو معنا بخشيده اند، جزو مشهورترين و بالاترين افراد دنيا نيستند؛ آنها ثروت زيادي ندارند يا مدال و جايزه مهمي به دست نياورده اند؛ ولي... آنها کساني هستند که نگران تو اند و از تو مراقبت مي کنند؛ کساني که مهم نيست چگونه؛ ولي در کنار تو مي ما نند... مدتي دربارهً آن فکر کن... زندگي خيلي کوتاه است و تو؛ در کدام ليست از کساني که نام بردم هستي؟ آيا مي داني؟ بگذار تو را ياري کنم.
تو جزو مشهورترين هاي جهان نيستي ولي در ميان کساني هستي که من به ياد دارم اين ايميل را برايشان بفرستم:
مدتي پيش در المپيک معلولان در شهر سياتل؛ 9 دونده در خط شروع براي مسابقه صـد متر ايستاده بودند؛ تير شروع مسابقه شليک شد؛ دونده ها سعي ميکردند بدوند و برنده شوند. ناگهان پاي يکي از آنها پيچ خورد و افتاد و شروع به گريه کرد. هشت دونده ديگر پس از شنيدن صداي گريه او دست از مسابقه کشيدند و باز گشتند. يک دختر عقب مانده ذهني کنار او نشست او را در آغوش گرفت و به او دلداري داد. سپس همهً دونده ها در کنار هم راه رفتند تا به خط پايان رسيدند.. تمامي جمعيت حاضر در استاديوم ايستاده بودند و براي آنها دست مي زدند... تشويقي که مدتي بسيار طولاني ادامه پيدا کرد. کساني که نظاره گر اين صحنه بودند هنوز دربارهً آن حرف مي زنند. مـي دانيد چــرا؟ زيرا اين حادثه عميقاً در قلب ما تاثير گذاشت و ما همه مي دانيم چيزهاي مهمتري از برنده شدن يک نفر در دنيا وجود دارد.
کمک کردن به ديگران براي اين که آنها هم موفقيت را تجربه کنند، حتي اگر به اين معني باشد که قدم هاي خود را آهسته تر کنيم و در شيوهً زندگي خود تغييراتي ايجاد کنيم.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت1 بعد از ظهر توسط سارا
به زن بودن خود افتخار كنيد
۲. هنگامي که يکم رنگ پريده يا بيمار هستيد ميتوانيد با وسايل آرايش خود را زيبا تر کنيد .
۳. تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال چشم و ابروي شما را ستوده اند .
۴. مجبور نيستيد سر کار برويد وپول يک ماه کار وتلاش را گوشت و نخود و لوبيا بدهيد.
۵. عمرتان بسيار طولاني است .
۶. به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت که لازم بود گريه کنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نکرده تا سکته نکنيد ..
۷. آنقدر حرف براي گفتن داريد که هيچ وقت کم نمياوريد ..
۸. هميشه يک عالمه دوست و رفيق ناب داريد و کم تر گرفتار رفيق نارفيق مي شويد .
۹. عشق وهنر ابداع شماست .
۱۰. هميشه جوانتر از سنتان هستيد و هيچکش نميداند شما چند ساله ايد ..
۱۱. از نه سالگي به بلوغ مي رسيد حالاحالا ها مردها بايد بدوند تا به پاي شما برسند ..
۱۲. بهشت زير پاي شماست ..
۱۳. اگر موهايتان مرتب نبود با وقتي براي مرتب کردنشان نداشتيد با سر کردن يک روسري قضييه حل ميشود .
۱۴. هميشه در کيفتان آينه داريد .
۱۵. هميشه تميز وخوشبو هستيد ..
۱۶. هميشه يک مقدار پول براي روز مبدا داريد که کسي جز خودتان از آن خبر ندارد ..
۱۷. به وزنتان اهميت مي دهيد و شکمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود .
۱۸. مجبور نيستيد که از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري کنيد . مثل خانمها در خانه ميشينيد تا اقايون با کلي منت و خواهش و التماس و گل وهديه از شما اجازه حضور بگيرند .
۱۹. ميتونيد موهاتون بلند يا کوتاه کنيد يا هر لباسي که دوست داريد بپوشيد ( دامن يا شلوار) يا هر کفشي که دوست داريد به پا کنيد از اسپرت گرفته تا کفش 10 سانتي .
۲۰. حق تقدم با شماست ..
۲۱. هرگز از فرط خشم نعره نميزنيد وخون به راه نمي اندازيد ..
۲۲. ضعيف کش نيستيد ودق و دلي چند ساله را تو خونه خالي نمي کنيد ..
و در آخر هميشه گل هستيد و گل خواهيد ماند
به مرد بودن خود افتخار كنيد
1. هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي شود .
2. مدت زمان مكالمهي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است .
3. براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد .
4. در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز ميكنيد .
5. دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند ..
6. جنسيت شما در موقع مصاحبهي استخدام مطرح نيست .
7. لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد .
8. ظرف مدت 10دقيقه ميتوانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد .
9. اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نميگيرد ..
10. رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است ..
11. با يك دسته گل ميتوانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد .
12. وقتي مهمان به خانهي شما ميآيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد ..
13. بدون هديه ميتوانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد .
14. ميتوانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد ..
15. حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابهي داخلي يا خارجي بلد هستيد .
16. ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد .
17. هر ساعتي دلتون بخواد ميتونيد از خونه بيرون بريد و هر ساعتي دلتون بخواد ميتونين برگردين .
18. همكارانتان نميتوانند اشك شما در بياورند .
و در آخر روزي يك پيرمرد موفق خواهیدبود.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت9 قبل از ظهر توسط سارا
لطفا مطالب زیر را مطالعه کنید:
۱ آلبرت انیشتین در کودکی دچار بیماری دیسلکسیک بود.یعنی معنی و مفهوم کلمات را درست تشخیص نمی داد. معلم آلبرت او را عقب مانده ذهنی ، غیراجتماعی و همیشه غرق در رویاهای احمقانه توصیف می کرد ، ضمنا وی دوبار در امتحانات کنکور دانشگاه پلی تکنیک زوریخ مردود شد.
۲ توماس ادیسون که معلمانش ازآموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند در تمام طول تحصیل کمترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت .
۳ معلم بتهوون آهنگسازشهیرجهان درباره او می گفت : " اوچیزی یاد نخواهدگرفت."
۴پاپلوپیکاسو یکی از معروفترین نقاشان جهان بدون کمک و حضورپدرش که در زمان امتحانات کنارش می نشست نمی توانست در درس هایش نمره قبولی کسب کند.
۵ نویسنده بزرگ ، لئوتولستوی را به عنوان کودکی که نه قادربه یادگیری است و نه علاقه مند به آن، می شناختند.
۶ لویی پاستور در مدرسه یک محصل متوسط بود ودردوره لیسانس در درس شیمی بین ۲۲ نفر رتبه ۱۱ را کسب کرد.
۷ امیل زولا نویسنده بزرگ فرانسوی دانش آموز تنبلی بود که در مدرسه ازدرس ادبیات معمولا نمره صفر می گرفت.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت11 قبل از ظهر توسط سارا

سلام
بالاخره ۳۰ آبان رسید.
خیلی خوب برگزار شد.
کاش اینقدر حرص نمی خوردم.
ایشالا این لحظات خوب نصیب همه بشه.
[ ]
+ نوشته شده در ساعت6 قبل از ظهر توسط سارا
